|
روزی که دل گرفت واشک می ریخت تاب وتوانم رسیده به پایان حالم خراب است ودلم تنها در این میان فاصله میان ما یک چیز است راه دوروچشمان من خیس است ای کاش میرسید آن روز زود که بمانم کنار تو من هرروز بی هدف میگردم از هوای دلت آرزویم فقط گرفتن دستانت کاش اینجا کنار من بودی کاش همیشه تا ابد مال من بودی
یه دیوار تنهایی از وقتی درست شد که توبی بهونه گذاشتی رفتی سردوتاریک شد همه ی دنیام خواستم بالا برم ازین دیوار تا اونو پشت سر بزارم شاید به تو برسم ولی تو از من دور می شدی وباهر قدم این دیوار بزرگتر شد من حالانمیدونم کجای این دیوارم ولی مطمئنم اگه دستم رها بشه دیگه زنده نمیمونم کمکم کن..... |
درباره من
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبآذر 1386دی 1386 بهمن 1386 اسفند 1386 فروردین 1387 اردیبهشت 1387 خرداد 1387 تیر 1387 مرداد 1387 شهریور 1387 لوگوپیوندها
http://www.dvp.mihanblog.com تعداد بازدیدکنندگان : 3962 |