ساعتای تنهایی من..

این وبلاگ برای ساعتای تنهایی منه...

مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

روز غریب و تنهایی ست

روزی که دل گرفت واشک می ریخت

تاب وتوانم رسیده به پایان

حالم خراب است ودلم تنها در این میان

فاصله میان ما یک چیز است

راه دوروچشمان من خیس است

ای کاش میرسید آن روز زود

که بمانم کنار تو من هرروز

بی هدف میگردم از هوای دلت

آرزویم فقط گرفتن دستانت

کاش اینجا کنار من بودی

کاش همیشه تا ابد مال من بودی

+نوشته شده در جمعه 13 اردیبهشت ماه سال 1387ساعت7:38 PMتوسط الهام | | 1 نظر

یه دیوار تنهایی از وقتی درست شد

که توبی بهونه گذاشتی رفتی

سردوتاریک شد همه ی دنیام

خواستم بالا برم ازین دیوار تا اونو

پشت سر بزارم

شاید به تو برسم

ولی تو از من دور می شدی وباهر قدم این دیوار بزرگتر شد

من حالانمیدونم کجای این دیوارم

ولی مطمئنم اگه دستم رها بشه

دیگه زنده نمیمونم

کمکم کن.....

+نوشته شده در پنجشنبه 5 اردیبهشت ماه سال 1387ساعت11:40 AMتوسط الهام | | 4 نظر